تبليغاتX
به قیمت بهشت
به عالمی نفروشم مویی از سر دوست......

سالها می گذرد حادثه ها می آید                  انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

بسم الله الرحمن الرحیم

با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌كنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیردو از ملت‌ امیدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ یك‌ خدمتگزار درسدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

والسلام‌ علیكم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمة‌الله و بركاته‌

 26بهمن 1361 ، 1 جمادی الثانی 1403

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی

 

هر چه از خرداد 68 می گذرددلهای داغدار از غم هجنران آن عزیز یگانه ، اندوهناک تر وسرشک نهفته در دیده عاشقان دلباخته او بر دامن بستر دریای گهر جاری تر می گردد.

19 سال گذشت ، 19 سال از آن روز تلخ پر خاطره فراموش نشدنی می گذرد ، وما اکنون در آستانه ورود به نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه قرار گرفته ایم . خاطره شکوهمند زندگی ودرگذشت او نیز حیاتی دیگر وعظمتی دیگر بود که هرگز از اذهان وافکار زدوده نخواهد شد.

 

 امام خمینی (ره) در بیستم جمادی الثانی 1320 قمری برابر با 30 شهریور 1281 ، مصادف با روز ولادت فرخنده بانوی بزرگ اسلام ، حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ، در شهرستان خمین دیده به جهان گشود . این مولود از تبار قهرمان توحید ، ابراهیم خلیل واز سلاله پاک محمدوآل محمد ب.د که بارها جهان را به لرزه درآورد، بتهای جدید را شکست وندای توحید را در قلبهای مشرکین غرب وقاره ها وخانه های کفر وشرک طنین انداز کرد .

پدر ایشان آیت الله شهید سید مصطفی موسوی  فرزند برومند مرحوم سید احمد و مادر بزرگوارشان بانو هاجر دختر مرحوم آیت الله میرزا احمد ، از عالمان ومدسان والا مقام بود .

در پنج سالگی بود که پدر بزرگوارشان با توطئه اشرار در سن 47 سالگی و در نیمه را ه خمین واراک به شهادت رسید ودر نجف اشرف به خاک سپرده شد .

با شهادت پدر ،  حضرت امام (ره ) تحت سرپرستی عمه بزرگوارشان « بانو صاحبه » ومادر گرامیش « بانو هاجر » قرار گرفت  .تحصیلات ابتدایی وخواندن ونوشتن وتعلیم خط را تا سن 15 سالگی در خمین ، نزد اساتید منطقه فرا گرفت وسپس به تحصیل علوم اسلامی پرداخت صرف و نحو ومنطق را نزد برادر بزرگوارش ، حضرت آیت الله پسندیده آموخت و تا سال 1338 قمری ، مقدمات را در محضر ایشان ادامه داد . سپس به حوزه علمیه اراک وارد شد و به تحصیل و تکمیل ادبیات نزد اساتید  فن پرداخت . امام در سال 1340 قمری ، در حالی که ( مطول ) شروع کرده بود ، همراه با مرحوم آیه الله حائری به قم تشرف یافتند وهمزمان با پی ریزی حوزه مقدسه قم در مدرسه دارالشفاء سکنا گزید وبا جدیت تمام به فرا گیری علوم رایج حوزوی پرداخت .

امام و بيت المال

آيت الله شهيد حاج سيد مصطفي خميني (ره) نقل مي كند: يك روز براي يك طلبه، خدمت حضرت امام وساطت كردم و مي خواستم پولي از ايشان بگيرم و به او بدهم. حضرت امام به وساطت من ترتيب اثر ندادند، مايه تعجبم شده بود.

مرتبه سوم كه وساطت كردم، حضرت امام در جواب فرمودند: «مصطفي اين پول در اين كمد و گنجه اي كه مي بيني وجود دارد. اين هم كليد اين گنجه است. من اين كليد را در اختيار تو مي گذارم. هر چه پول مي خواهي برداري و به طلبه بدهي مانعي ندارد لكن به يك شرط و آن شرط اين است كه جهنمش را بايد خود بروي! من ديگر حاضر نيستم به اين طلبه روي عدم لياقتي كه در او وجود دارد سهم امام بدهم. اگر حاضري جهنم را تحمل كني اين پول و اين گنجه و اين كليد در اختيار تو!»
...................................................................................................
اخطار شديد

يكي از اعضاي دفتر امام (ره) مي گويد: بارها امام به افراد دفتر اخطار شديد فرموده اند كه راضي نيستم از تلفن هاي دفتر براي كارهاي شخصي استفاده شود و حتي در منزل يك چراغ نمي بينيد كه بيهوده مصرف شود، هنگام وضو گرفتن، يك قطره آب اضافي مصرف نمي كند و مرتب سفارش مي فرمايد كه در مصارف دقت شود.
-----------------------------------------------------------------------------------------------

حضرت امام ذخمینی در شامگاه 13 خرداد 1368 شمسی ساعت 22/20 به ملکوت اعلا پیوست . گرچه ضایعه فقدان آن حضرت بر امت اسلامی بسیار گران بود ، گریزی  از آن نبود ، چه این که : « کل نفس ذائقه الموت » .

به حق ، اگر امت (قدس سره ) در لحظات بحرانی انقلاب ، سکاندار کشتی متلاطم در دریای حوادث وطوفانهای توطئه های شرق وغرب نبودند ، امروز از انقلاب ونظام جمهوری اسلامی وبلکه اسلام ناب محمدی (ص) اثری نبود .

او در حوادث کردستان ، آذربایجان ، گنبد ، خوزستان ، دانشگاه ، کودتای نوژه ، حمله آمریکا به طبس ، انفجارها وشهادت عزیزین ومسئولین نظام ، محاصره اقتصادی ، انزوای سیاسی ، جنگ تحمیلی هشت ساله ، ورود اعضای پیمان ناتو در جنگ ومنطقه خلیج فارس و... ودرهها توطئه کوچک وبزرگ دیگر ، همچون بنیان مرصوص وچون کوهی استوار وایستاده وامت نیز بر او تکیه زده در بیعت با حضرتش ثابت واستوار ماندند واز همه توطئه ها ومشکلات سرفراز خارج شدند وامروز راه آن عزیز را که صراط مستقیم الهی است - در پشت سر فرزند خلفش ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ، حضرت آیة ا... خامنه ای (مدظله العالی ) ادامه می دهند واز هیچ قدرتی هراس ندارند .

خرداد همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است وما صبوری پیشه کرده ایم . سالگرد رحلت امام ، سالگرد بیعت ومیثاق است ، با آنچه امام بر سر آن جان باخت وشهدا خود را برای سلامت ماندن آن ایثار کردند یعنی پیمان با رسول اسلام وانقلاب وراه تو ای روح خدا در زمین ومیان عاشقانت تداوم یافت وخلف صالح تو خامنه ای عزیز با صلابت ودرایت ومحبوبیت ومحور ووحدت مظهر ولایت گشت .

ای مهربان پدر ، ای امام ! شفیع ما باش تا در دنیا از خط اسلام جدا نشویم ودر آخرت از صراط نلغذیم . دستمان را بگیر . بر دلهایمان بتاب ، جانمان را برویان وراهمان را بنمایان .

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم

 

در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم

 

هر زمان بوی خمینی به سر افتاد ما را

 

دور سید علی خامنه ای میگردیم

 

سایه مقام معظم رهبری مستدام روح امام عزیزمان شاد وراهشان پر رهرو باد .

ومن الله توفیق                                                                                     

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:24  توسط امین محبتی  | 

این شعر از اقا خیلی نظر منو جلب کرد و خیلی باحال هستش

سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم  ز   کم  و  بیش

چون اینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز  نکردم به  خروشی   و فغانی

من محرم راز دل    طوفانی   خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم

از شوق شکر خند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان زگران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند  امین  بسته   دنیانیم  اما

دلبسته یاران  خراسانی  خویشم

خوشا چشمی که رخسار توبیند......

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 11:57  توسط امین محبتی  | 
 
<